عکاسی دیجیتال وآنالوگ


تصاویر بسیار زیبا از عکاسی با سرعت پایین
 
 

www.3jokes.com - عکس، کلیپ، جوک، SMS

www.3jokes.com - عکس، کلیپ، جوک، SMS

www.3jokes.com - عکس، کلیپ، جوک، SMS

www.3jokes.com - عکس، کلیپ، جوک، SMS

www.3jokes.com - عکس، کلیپ، جوک، SMS

www.3jokes.com - عکس، کلیپ، جوک، SMS

www.3jokes.com - عکس، کلیپ، جوک، SMS

www.3jokes.com - عکس، کلیپ، جوک، SMS

www.3jokes.com - عکس، کلیپ، جوک، SMS

www.3jokes.com - عکس، کلیپ، جوک، SMS

www.3jokes.com - عکس، کلیپ، جوک، SMS

www.3jokes.com - عکس، کلیپ، جوک، SMS

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم فروردین 1392ساعت 10:15  توسط پروین  | 


دوربین‌های دیجیتال باعث شده‌اند رویکرد مردم به عکاسی غیرحرفه‌ای زیاد شود.
سرعت شاتر دوربین که یکی از مهم‌ترین فاکتورهای عکاسی است؛ در این نوشته مورد بحث قرار می‌گیرد

1- سرعت شاتر چیست؟
بیایید با یک تعریف کلی از سرعت شاتر اغاز کنیم : این روزها ، شاتر در یک دوربین دیجیتال یک صفحه نازک است که CCD را می پوشاند ( CCD را به عنوان , فیلم ، در نظربگیرید ). در نتیجه اجازه می دهد ، نوررا از بیرون به CCD تابیده شده و عکس گرفته شود. مدت زمانی که شاتر باز می ماند تا عکس گرفته شود، به عنوان سرعت شاتر نامیده می شود.
یک مفهوم کلی اینجا وجود دارد ، هر چه شاتر بیشتر باز می ماند ( یعنی سرعت پایین شاتر ) ، مقدار بیشتری از نور وارد دوربین می شود. سرعت بالای شاتر یعنی مقدار کمتری از نور وارد دوربین می شود.

2- چگونه سرعت شاتر بیان می شود ؟
اگر به دوربین های دیجیتال مدرن نگاه کنید ، سرعت های شاتر عموماً به عنوان یک هشتم ثانیه بیان می شود. محدوده سرعت های شاتر را می توان به عنوان یک ، 2/1 ، 4/1 ، 8/1 ، 15/1 ، 30/1 ، 60/1 ، 125/1، 250/1 بیان کرد که هر یک بخشی از یک ثانیه هستند.

3- انتخاب سرعت صحیح شاتر.
سوال مهم اینجاست. در زمان عکس انداختن چگونه می توانید سرعت صحیح شاتررا انتخاب کنید؟ خوب، اگر شما یک دوربین غیر حرفه‌ای داشته باشید و عکس برداری کنید این موضوع چندان مهم نیست. خیلی ساده دوربین را به حالت اتوماتیک درآورید و عکس خود را بگیرید، مختصات خودکار داخلی دوربین ، سرعت شاتر را برای شما تنظیم خواهد کرد.
با وجود این ، اگر دوست دارید با مختصات دستی کار کنید و دوربین پیشرفته تری داشته باشید ، انتخاب سرعت شاتر به طور حتم برای شما اهمیت پیدا خواهد کرد.
آنچه که باید به خاطر بسپارید این است که سرعت شاتر بسیار مربوط به نوع حرکت سوژه شما میباشد.
عکس زیر ، عکس یک خیابان است که با سرعت کم شاتر گرفته شده است.

[تصویر: 1.jpg]

از سرعت شاتر کم (برای مثال : 60/ 1 یا پایین تر ) استفاده کنید ، اگر می خواهید کشیدگی مختصری در عکس ایجاد کنید که نشان دهنده سرعت در عکس است.
با این وجود به یاد داشته باشید که سرعت کم شاتر به این معنی است که شما باید دوربین را برای یک مدت طولانی ثابت نگه دارید. اگر نمی توانید چنین کاری را انجام دهید معمولاً عکس شما خوب در نخواهد آمد.
برای حل این مشکل از یک سه پایه استفاده کنید یا پیش از گرفتن عکس بازوهای خود را به آرامی شل کنید. به عنوان یک قانون کلی ، اگر سرعت شاتر 30/1 یا کمتر باشد ، من به طور حتم از سه پایه ام برای آرام نگه داشتن دوربین استفاده خواهم کرد.
عکس زیر، عکس یک ماشین در حال عبور است که با سرعت بالای شاتر گرفته شده است

[تصویر: 2.jpg]

اگر می خواهید از یک جسم در حال حرکت سریع عکس بگیرید ، از یک شاتر با سرعت بالا (125/1 یا بالاتر) استفاده کنید.
مثال خوب شامل ماشینی در حال گذر یا یک پرنده در حال پرواز است. حال مشکلی که با سرعت های بالای شاتر پیدا می شود این است که شما ممکن است به طور کامل تصویر را از دست بدهید. زیرا شاتر خیلی سریع باز و بسته می شود.
برای حل این مشکل می توانید یکی از این دو مورد را به کار ببرید :
• از LCD دوربین استفاده نکنید. از طریق منظره یاب با چشمی نگاه کنید تا شیئ را که در محدوده دید دوربین در حال عبور است ببینید .
• می توانید از لنزهایی استفاده کنید که محدوده دید را افزایش می دهد و به شما اجازه می دهد زمان بیشتری برای گرفتن عکس داشته باشید.

4- از نورسنج استفاده کنید.
نکته دیگری که به مفید بودن آن پی بردم استفاده از نورسنج دوربین است. بیشتر دوربین های پیشرفته دیجیتال باید این ویژگی را دارند. نورسنج به شما خواهد گفت : آیا نور بسیار زیاد است یا خیلی کم است.
اگر بسیار روشن باشد ، شما می توانید سرعت سریع شاتر را انتخاب کنید ( مانند 250/1) شاتر سریع باز و بسته می شود که باعث می شود نور زیادی وارد نشود. اگر بسیار تیره است ، پس کار برعکس را انجام دهید. از سرعت شاتر کم استفاده کنید تا به دریچه دوربین فرصت دهید تا نور را وارد دوربین کند.

5- جهت حرکت
گذشته از سرعت جسم مورد نظر شما ، جهت حرکت جسم مورد نظر هم مهم است. به طرح زیر که برای توضیح این مفهوم از آن استفاده می کنم، نگاه کنید.

[تصویر: clip1.jpg]

به منظور تنظیم سرعت شاتر، اگر جسم شما به صورت مدور نسبت به دوربین شما در حال حرکت است باید سرعت بالاتری از شاتر را مورد نظر داشته باشید تا تصویر را ضبط کنید.
اگر جسم مورد نظر در حال دویدن با زاویه نسبت به دوربین شماست ، شما باید شاتری با سرعت پایین تر انتخاب کنید.
یک مثال: یک عکس از سگ خانگی شماست. سگی که به سمت شما می دود نیاز به سرعت پایین شاتر دارد در حالی که سگی که در طول شما می دود، سرعت برعکسی را می خواهد.

امیدوارم این مسائل کوچک به شما کمک کند تا حرفه‌ای تر به عکاسی نگاه کنید.

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم فروردین 1392ساعت 10:13  توسط پروین  | 

فتومونتاژ

تو مونتاژ با کلاژ متفاوت است . کلاژ (تکه چسبانی) شیوه‌اى است که در آن نه تنها عکس بلکه مصالح مختلفى از قبیل مقوا، بریده روزنامه، پارچه، عکس، اشیاء و … روى سطح بوم یا هر زمینهٔ دیگر چسبانده مى‌شود و یک ترکیب‌بندى ایجاد مى‌کند. این روش در سال ۱۹۱۶ ابداع شد ونقاشان کوبیسم ازاین روش بهره میبردند.در کلاژ سازنده اثر ممکن است از عکسهایی که دیگر عکاسان ثبت کرده اند نیز استفاده کند که بحثهای بسیاری را نیز در پی داشت. پس اگرشما مواد ومصالحی رادر ترکیب بندی خاصی برای بیان منظور ومقصود واندیشه تان بگنجانید وازآن عکسی ارائه دهید یک فتوکلاژ ارائه داده اید.

تعریف فتومونتاژ به گفته  استادهادی شفائیه (جمع آوری مصالح وعناصر مختلف و مجزا بوسیله یک روش عکاسیست).

این جمع آوری وترکیب برای رسیدن به یک ترکیب بندی خاص است که حاصل نگاه واندیشه خلاقانه سازنده اثر میباشد. گستردگی وتنوع دامنه این سبک ودسته بندی عکاسانه و وجود امکانات ونرم افزارهای کامپیوتری به سازنده اثر این امکان را میدهد تا تخیلات ورویاهای خود را بصورت یک اثرعکاسانه در این دسته بندی ارائه دهد.

شکل گیری وروشهای فتو مونتاژ به نوشته دوست ندیده با روشهای بریدن وچسباندن ,قراردادن اشیاء در جلو تصویر , برروی هم انداختن جندشات عکس در یک نگاتیو فیلم (این قابلیت در دوربینهای پنتاکس دیجیتال هم وجوددارد) وعکسبرداری متوالی از یک سوژه برروی یک فیلم عنوان شده است که مطلب کاملش را دراین لینک بخوانید.(کلیک کنید)

باظهور دوربینهای دیجیتال و نرم افزارها ازجمله فتوشاپ وپلاگینهای مرتبط, فتومونتاژ شکل خود را در ساخت تغییر داده است و ساخت آثار شاید با ماهیتی مشابه از روشهای مدرنتری چون کار بانرم افزارها انجام میشود که نتیجه این نوشتاررسیدن به این مطلب بود.

در سایتهای خارجی  عکسهای حاصله از این روش (فتومونتاژ اغلب بانرم افزار) را  ادیت خلاق  یا فاین آرت نیز مینامند.

هرچند بسیاری باصورت مسئله وتعاریف واژه ها مشکل دارند.

تعریف فدراسیون جهانی عکاسی از عکس خلاقه به عکسهایی اطلاق میشود که ضمن جالب توجه بودن ایده واندیشه سازنده اثر دارای ویژگی تحریف واقعیت نیز باشد که این نیزخود در جامعه عکاسی ایران مقوله پرچالشی ست.براساس این تعریف اغلب فتو مونتاژها یا عکسهای خلاقه بگونه ای دیگر واقعیت نیستند.

فتومونتاژگرچه در شکل گیری ابتدا با تفریح وسپس هجو شکل گرفت اما با وجود امکانات ونرم افزارها وجدی ترشدن ایده های خلاقانه وقابل توجه شدن آثار جای خود را بصورت یک دسته بندی قابل تامل باز کرده است که امید است بابالابردن نگاه بصریمان بتوانیم مشروعیت ومقبولیتش را در جامعه عکاسی ایران نیز ارتقاء دهیم وشاهد نزاعها وبحثهایی در مورد جایگاه نرم افزار فتوشاپ وعکسهای ترکیبی درعکاسی نباشیم.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم فروردین 1392ساعت 19:54  توسط پروین  | 

 

پر کردن کادر : راه ساده ی موثر کردن تصویر این است که به موضوع نزدیکتر شوید تا موضوع تقریبا کل کادر شما را پر کند . این باعث میشود که موضوع از پسزمینه جدا شده و نمایان تر جلوه کند . اگر برای شما امکان ندارد که به موضوع نزدیک شوید ، از عدسی تله استفاده کنید .

کادر عمودی باشد یا افقی ؟ در کادر عمودی ، پسزمینه و پیشزمینه ارتباطشان ساده تر میشود . در کادرهای مربع حس پویایی یا حرکت کمتر میشود . در کادر افقی حس آرامش بیشتری وجود دارد تا کادر عمودی .

قانون زبان خط : اگر از موضوع متحرکی عکس می گیرید و آن موضوع در قسمت چپ کادر شما قرار دارد ، این حس به بیننده دست میدهد که حرکات دیگری نیز باید انجام شود . اما اگر همین جسم متحرک از راست به چپ قرار گیرد ، به بیننده این حس دست میدهد که حرکات موضوع به انتها رسیده است . نکته دیگر آنکه : ما فارسی زبانها که از سمت راست می نویسیم ، هر آنچه از سمت چپ به راست شروع شود ، برای ما جذابیت خاصی دارد .

زاویه دید از بالا یا پایین : گاهی شما نمیتوانید به دور موضوع خود بچرخید تا بهترین زاویه ی دید را بیابید ، با نشستن و عکس گرفتن از زاویه پایین ، میتوانید تاثیر نمایشی ، در ترکیب بندی عکس بگذارید . از زاویه دید پایین شما میتوانید پسزمینه های نامطلوب یا زننده را با آسمانی زیبا جایگزین کنید . برگزیدن زاویه دید از بالا پرسپکتیوی کاملا متفاوت به تصویر میدهد که آسمان در آن حذف میشود و تاکید اصلی بر جزئیات پیشزمینه میشود .

استفاده از یک کادر در کادری دیگر : ترکیب بندی متعادل و خیره کننده را میتوان با جای دادن موضوع در کادرهای طرح داری مانند درگاه یا چهارچوب پنجره خلق کرد . با کمی کنجکاوی و تخیل طرح های مناسب کادر را تقریبا همه جا میتوان پیدا کنید . حتی از لبه کلاه به عنوان یک کادر ساده ، اما موثر در عکاسی پرتره میتوان استفاده کرد . درختان و گیاهان اغلب میتوانند به عنوان کادرهای رنگی موثر و زیبا در موضوع شما نقش داشته باشند . نکته دیگر اینکه کادرها نباید خیلی پهن باشند و حواس بیننده را از موضوع اصلی پرت کنند .

نشان دادن اندازه ی موضوع : هنگام عکاسی از مجسمه ها و موضوعهایی از این قبیل ، پس از چاپ عکس خواهید دید آنگونه که انتظار داشته اید نتیجه نگرفته اید . یعنی بسیاری از ویژگی هایی

که شما با چشم حس میکردید ، در عکس نمایان نیست . برای حل این مشکل شما میتوانید از شخصی

بخواهید در کنار موضوع جای گیرد تا با مقایسه ی اندازه انسان و موضوع ، بیننده بتواند اندازه

نسبی آنرا تخمین بزند و حس کند .

چگونه خطوط را به کار گیریم ؟ خطوط و پرسپکتیو را میتوان برای ایجاد حس عمق به کار گرفت .

به همین دلیل اشیاء و اجسامی که در پشت سر یکدیگر جای می گیرند ، به ترتیب کوچکتر به نظر

میرسند و حس عمق را در تصویر ایجاد میکنند . مثل درختان که در پشت سرهم قرار گرفته باشند .

 

به کار گیری سایه ها : سایه ها را نادیده نگیرید . گاهی نقش سایه ها از موضوع اصلی جالبتر و

گویاتر است . و گاهی باعث ایجاد بعد سوم میشود و تصویر را از حالت دوبعدی در می آورد .

الگوهای طبیعی : برای آشکار شدن الگوهای طبیعی به موضوع نزدیک شوید تا کادر دوربین شما را پرکند . این الگوهای طبیعی تقریبا همه جا پیدا میشوند . عکاسی کلوزآپ (نمای نزدیک) اغلب از بخش کوچکی از یک الگو ، میتواند تصویری نیرومندتر به دست آورد .

بافت : بافت را برای رساندن حس کیفیت سطح موضوع به کار بگیرید . نور ملایم بامداد یا غروب برای آشکار کردن و تاکید بر بافت موضوع ، نور ایده آلی است ، چون به صورت مایل به موضوع میتابد .

فرم : نخستین گام در شناسایی اشیاء نگاه به فرم آنهاست ، بنابراین عنصری مهم در بیشتر ترکیب بندی هاست .

 

ü      نور پس زمینه را برای اینکه موضوع اصلی تان ضدنور شود به کار گیرید . حالت ضدنور

 

اجسام ، به گونه ای موثر همه عناصر ترکیب بندی به جزء شکل موضوع را حذف میکند . یعنی

 

خطوط پیرامونی به سادگی دیده میشوند .

 

ü      اگر موضوع شما بیش از یک شکل قوی را در بر دارد ، زاویه دید شما به گونه ای باید باشد که

 

ü      پشت یکدیگر جای نگیرند و از تاثیر یکدیگر نکاهند .

 

یرند و از تاثیر یکدیگر نکاهند .

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم فروردین 1392ساعت 16:58  توسط پروین  | 

تکنیک:سرعت

عکاس:پروین 

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم فروردین 1392ساعت 10:41  توسط پروین  | 

 

تصویر مجسمه «مولكولار من» اثر جاناتان بوروفسكی بر سطح رودخانه اسپری در شهر برلین.
 
 
صحنه دیدنی یك كودك شمشیرباز چینی هنگام تمرین با مربی‌اش در ورزشگاه شهر شنیانگ در شمال شرقی پكن.
 
 
علی‌رغم آلودگی بسیار آب این رودخانه در حومه شهر پكن این ماهیگیر چینی تورش را برای گرفتن ماهی به داخل آب می‌اندازد.
 
 
یك فروشنده دوره‌گرد بطری‌های خالی پلاستیكی كه در پشت بطری‌ها پنهان است در نزدیكی مرز بین منطقه ملییا متعلق به اسپانیا و مغرب در انتظار مشتری است.
 
 
یك فروشنده ماكیان در بازار شهر بمبئی در هند روی قفس مرغ و خروس‌هایش خوابیده است.
 
 
صحنه بسیار دیدنی و حیرت‌آور از یك موج غول پیكر در ساحل بوندی در سیدنی و مرد جوان شجاع و بی‌احتیاطی كه می‌خواهد با آن مقابله كند.
 
 
تصویر انواع بادبادكهای رنگین در آسمان آندلس در اسپانیا.
 
 
صحنه‌ای نادر از یك وال غول پیكر كه از آبهای ساحل كیپ در آفریقای جنوبی بیرون پریده و تا لحظه‌ای دیگر با آن جثه سنگین‌اش روی این قایق فرود خواهد آمد.
+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم فروردین 1392ساعت 13:23  توسط پروین  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم فروردین 1392ساعت 13:21  توسط پروین  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم فروردین 1392ساعت 13:19  توسط پروین  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم فروردین 1392ساعت 13:17  توسط پروین  | 

شرح

عکاسی صد و شصت سال بیش عمر ندارد و با وجود این، در زمان حاضر مبدل به یکی از اساسی‌ترین قالب‌های هنری جهان شده است. در این کتاب جذاب، آثار بیش از چهل تن از بزرگ‌ترین نمایندگان این هنر تجزیه و تحلیل شده است و ضمن بحث درباره زمینه‌های بسیار متنوعی همچون عکاسی خبری، تکچهره، منظره و مد، رهیافت‌ها و سبک و شیوه برگزیده بزرگ‌ترین عکاسان جهان ارئه گشته است. از نیسفور نیپس که موفق به ثبت نخستین عکس شد و لویی داگر که اولین شیوه عکاسی را اختراع کرد، تا جوئل مایروویتز که امروزه یکی از نمایندگان اصلی عکاسی رنگی در امریکا است، در این اثر معرفی شده‌اند. سبک و آثار این مجموعه بزرگ عکاسان، با تکیه برگزیده‌ای از تصاویر آنان بررسی شده و خصوصیات شیوه‌های آن‌ها در تحلیل‌های تفصیلی که در شرح عکس‌ها آمده، به صورتی گویا بیان گشته است. در مقدمه کتاب با عنوان «سیری در تحولات فنی عکاسی» که نوشته برایان کو، یکی از بزرگ‌ترین متخصصان تاریخ عکاسی دنیا، است، اصلی ترین شیوه‌های فنی عکاسی که در این کتاب از آن‌ها یاد شده و مورد استفاده این عکاسان مختلف بوده، تشریح شده است. علاوه بر این، از پیشرفت‌های پیاپی که در ساخت دوربین‌ها و سایر تجهیزات عکاسی روی داده نیز سخن به میان آمده است. فصل‌های مربوط به عکاسان، حاصل کار گروهی از متخصصان عکاسی است که به طور خاص به شیوه و سبک عکاسان مورد نظر علاقمند بوده‌اند. این کتاب حاوی تصاویر فراوان است و بیش از دویست عکس و طرح‌های توضیحی که اختصاصا برای این اثر تهیه شده‌اند، بدان زینت بخشیده‌اند.
+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم فروردین 1392ساعت 13:13  توسط پروین  | 

عکاسان بزرگ جهان

برایان کو، دیوید آلیسون، ایمی بدیک، تریبینز، پاتریس دانیل، کالین فورد، فیلیپ گارنر، رابرت هرشکوویتز، والدمار یانوسچاک، ایان جفری، روپرت مارتین، ترنس پپر
+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم فروردین 1392ساعت 13:13  توسط پروین  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم فروردین 1392ساعت 13:18  توسط پروین  | 

معرفی عکاسان بزرگ ایران و جهان

 


سام جوانروح، عکاسی ایرانی، متولد تهران است که در سال 1999 در 26 سالگی به کانادا مهاجرت کرده است. اولین دوربین خود را که یک نیکون کامپکت بوده در سال 2000 خریداری کرده است. او هم اکنون در زمینه‌ی گرافیک و جلوه‌های ویژه مشغول به کار است.

او معمولا زمانی که برای عکاسی می‌رود از یک دوربین Canon 5D Mark II و لنز‌های Canon 17-40 L یا Sigma 10-24 و Canon EF 50mm f1.4 و گاهی نیز Canon EF 100 f2.8 Macro استفاده می‌کند. یک دوربین کامپکت Panasonic GH2 و قبلا Panasonic LX3 نیز به عنوان دوربین همیشه همراه دارد که بسیاری از عکس‌هایش را با این دوربین‌ها گرفته است. او از سال 2003 فتوبلاگی به نام daily dose of imagery راه‌اندازی کرده که هر روز به صورت منظم یک عکس در آن منتشر می‌کند. موضوع عکس‌های او، مناظر شهری و اتفاقات روزانه از تورنتو، شهری که در آن زندگی می‌کند، است.

سادگی عکس‌ها و ویرایش‌های حرفه‌ای و دقیق او که رنگ‌هایی خیره‌کننده و جزییاتی دیدنی به عکس‌ها می‌بخشد، باعث شده که فتوبلاگ او از محبوبیت بسیاری برخوردار شود و در رنکینگ گوگل به 10 از 10 برسد. ضمنا از سال 2007، هر ساله فتوبلاگ او جزو بهترین فتوبلاگ‌های بین‌المللی معرفی شده و جوایز بسیاری + را کسب کرده است. او همیشه در فرمت RAW عکاسی می‌کند و مدیریت عکس‌هایش را با استفاده از لایت روم ادوبی انجام می‌دهد. مصاحبه‌ی سایت پتاپیکسل با سام جوانروح را در این آدرس + می‌توانید مطالعه کنید.

ویویان مایر؛ فصل گمشدهٔ تاریخ عکاسی

 



Vivian Maier, Self Portrait, October 18, 1953, New York


از منظر سرنوشت و فرجام، هنرمندان حرفه‌ای را به سه دسته می‌توان تقسیم کرد. دسته‌ی اول کسانی هستند که در روزگار حیات‌شان قدر می‌بینند و در صدر می‌نشینند. چشم و چراغ جامعه‌ و مردم‌شان می‌شوند. در مسیر تحول و تکامل تدریجی‌شان با گالری‌ها و آژانس‌های هنری بزرگ و مشهور همکاری می‌کنند و آثارشان با تورهای بین‌المللی به تالارها و موزه‌های مشهور دنیا سفر می‌کند. جای ثابتی در رسانه‌ها و تریبون‌های همگانی می‌یابند و شاید حتی زیر نور فلاش دوربین‌ها ژست هم می‌گیرند. مدام در بی‌ینال‌ها و رویدادهای هنری در گوشه و کنار جهان مدال و لوح افتخار نصیب‌شان می‌شود و روی سن با ردیفی از بزرگان که برای تقدیر و تجلیل آنها صف کشیده‌اند، روبوسی می‌کنند و عکسی به یادگار می‌گیرند. و سرانجام هم نامشان پیوسته در رسانه‌ها و سپس در کتاب‌های تاریخ هنر تکرار می‌شود و مجموعه‌داران برای خرید آثارشان قیمت‌های نجومی پیشنهاد می‌کنند. دسته‌ی دوم آنانی هستند که برعکس دسته‌ی اولی‌ها، از تمام حاشیه‌‌ها و نتایج نبوغشان گریزان می‌شوند و ترجیح می‌دهند مانند جی.‌دی.‌سلینجر، سال‌های باقیمانده‌ی زندگی‌شان را پشت دیوارهای بلند ملک خصوصی‌ خود در سکوت و آرامش و به دور از هیاهو و تاریخ‌نگاری بگذرانند. تا حد امکان در مجامع هنری حضور نمی‌یابند و از گفت‌وگو با خبرنگاران بیزارند، سایه‌ی رسانه‌ها را با تیر می‌زنند و خلاصه اصلا حاضر به پذیرش و رویارویی با پیامدهای کشف و در نتیجه عمومی شدن نبوغشان نیستند.

و نهایتا دسته‌ی سوم هنرمندان شامل کسانی است که شاید شناخته‌شده‌ترینشان نقاش بزرگ هلندی ونسان ون‌گوگ باشد. این گروه از هنرمندان در عین نبوغ آن‌قدر دیر کشف می‌شوند که در گمنامی و تنگدستی می‌میرند و تازه پس از مرگ‌شان است که آثارشان رکوردشکن بازار هنر و حراجی‌های معتبر می‌شود و زینت‌بخش دیوار معروف‌ترین موزه‌های هنر دنیا. تازه پس از ترک دنیاست که راهی به تاریخ هنر می‌یابند و نام‌شان نقل زبان آکادمی‌های هنر می‌شود و هنرجویان تازه‌کار چشم‌شان از دریچه‌ی آثار آنها به روی سبکی از دنیای هنر باز می‌گردد. آنچه از قرائن پیداست عالم عکاسی و بخصوص ژانر «عکاسی خیابانی» اخیرا بطور کاملا تصادفی صاحب یکی از این ستاره‌های ناپیدای دسته‌ی سوم شده است. ستاره‌ای که آرام‌ آرام دارد از پس یک زندگی سرشار از گمنامی درخشیدن آغاز می‌کند. داستان پیچیده و غریبی هم دارد این کشف تازه‌ی دنیای عکاسی. ماجرا از چه قرار است؟




در سال ۲۰۰۷، جان مالوف که آن زمان ۲۶ ساله بود و به کار خرید و فروش املاک اشتغال داشت، روی کتابی درباره محله‌‌ی زندگیش واقع در شمال‌غرب شیکاگو کار می‌کرد. او برای کتابش نیاز به عکس‌هایی قدیمی و مستند درباره‌ی معماری و ساختمان‌های قدیمی آن قسمت از شهر داشت؛ بنابراین در حراج وسایل یک انباری متروک، بابت جعبه‌ای که فکر می‌کرد حاوی نگاتیو عکس‌های مورد نظرش باشد ۴۰۰ دلار پرداخت کرد. اما پس از خرید و وارسی جعبه و نگاتیوهای درون آن، که مربوط به عکاس ناشناخته‌ای بود، دریافت که هیچ کدام از ۳۰ هزار نگاتیو داخل جعبه، تصویری از معماری و ساختمان‌های تاریخی نیست پس جعبه را به کناری نهاد. ولی حدود دو سال بعد که تازه به عکاسی علاقه‌مند شده بود، از روی کنجکاوی بار دیگر سراغ آن جعبه رفت و این‌بار شروع کرد به ظاهر کردن فیلم‌ها و اسکن برخی نگاتیوهای آن و کم‌کم فهمید که عکس‌ها چیزی بیش از تصاویر معمولی و آماتوری هستند.

در آن زمان مالوف در عکاسی، تازه‌کار بود و دانش چندانی نداشت و درباره‌ی عقیده‌اش در مورد عکس‌ها زیاد مطمئن نبود. به همین دلیل تعدادی از عکس‌ها را در سایت فلیکر، که یک سایت پرطرفدار عکاسی است، قرار داد تا نقدها و نظرهای دیگران را هم درباره‌ی آنها بداند. واکنش‌ها گسترده بود و عکس‌ها در مدتی کم، تعداد زیادی بازدیدکننده یافتند و عکاسان زیادی که به شدت تحت تاثیر کارها قرار گرفته بودند نوشتند که عکاس نگاه زیرکانه و مهارت هنرمندانه‌ای دارد و حتی او را با با عکاسان بزرگی چون «رابرت فرانک» و «واکر اوانز» مقایسه کردند. جان مالوف که دریافته بود دیگران هم معتقدند که بیشتر عکس‌ها منحصر به فرد هستند، دست به کار یافتن هویت عکاس شد. روزی در بهار ۲۰۰۹ بطور تصادفی روی یکی از پاکت‌های داخل جعبه، که مربوط به یک لابراتوار قدیمی بود، به اسمی برخورد که با گذشت زمان کم‌رنگ شده بود و به زحمت خوانده می‌شد؛ «ویویان مایر». او این اسم را در گوگل جستجو کرد و نتیجه آن یافتن آگهی ترحیمی در یک رسانه‌ی محلی شیکاگو شد مبنی بر اینکه زنی به نام «ویویان مایر» ۳ روز پیش از آن در سن ۸۳ سالگی فوت کرده بود.

مالوف جوان با استفاده از سرنخ‌هایی که از همان آگهی به دست آورده بود، شروع به کنکاش در زندگی گذشته‌ی آن زن کرد و وقتی فهمید او برای سال‌های زیادی در شیکاگو پرستار بچه بوده، خانواده‌هایی را پیدا کرد که ویویان سال‌ها برایشان کار ‌کرده بود. در گفت‌وگو با آن افراد که ویویان را از نزدیک می‌شناختند، کم‌کم تصویری از زندگی این زن برایش شکل گرفت. اما هنوز هم جزئیات بسیاری از زندگی این زن گمنام آمریکایی که عکس‌هایش مدتی‌ست بحث روز دنیای عکاسی شده است، در پرده‌ی ابهام قرار دارد و مقاطعی از زندگی او از جمله تاریخ دقیق و دلیل اصلی علاقه‌ و گرایش او به عکاسی ناشناخته مانده است.




«ویویان مایر» در سال ۱۹۲۶ از پدری اتریشی و مادری فرانسوی در نیویورک به دنیا آمد. از کودکیش همین‌قدر می‌دانیم که در سن چهار سالگی، پدرش به دلایلی نامعلوم از زندگی او و مادرش بیرون رفته است و آن دو چند صباحی در خانه‌ی یک زن عکاس فرانسوی‌تبار به نام «Jeanne Bertrand» که در آن زمان در ژانر پرتره موفق و سرشناس بود، زندگی کرده‌اند تا اینکه پس از مدتی مادر تصمیم می‌گیرد همراه دختر خردسالش به فرانسه بازگردد. و این‌گونه ویویان سال‌های تاثیرگذار نوجوانی و جوانی را در فرانسه گذراند و حتی بعدها انگلیسی را با لهجه‌ی فرانسوی صحبت می‌کرد. از سال‌های اقامت او در کشور زادگاه مادرش اطلاع چندانی در دست نیست. ویویان در بهار ۱۹۵۱ دوباره به نیویورک برمی‌گردد و در مدت 5 سال مشاغل مختلفی را در این شهر تجربه می‌کند تا اینکه سرانجام در سال ۱۹۵۶ به شیکاگو می‌رود و تا سال ۱۹۷۲ در خانواده‌ی «Gensburg» و پس از آن در خانه‌های دیگری بعنوان پرستار بچه‌ استخدام می‌شود. او بیشتر عکس‌های درخشان خود را در همین دوران گرفته است یعنی در دو دهه‌ی ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ میلادی.

طبق گفته‌های خانواده‌ی «Gensburg» ویویان زنی تنها بود و در تمام سال‌های خدمتش در خانه‌ی آنها حتی یک‌بار هم کسی به او تلفن نکرد یا پیغامی برایش نفرستاد و متقابلا او نیز هرگز با کسی در ارتباط نبود. عاشق فیلم‌های غیرآمریکایی بود، همیشه دور و برش پر از روزنامه و مجله بود، برای فقرا دل می‌سوزاند، تجربه‌های هیجان‌انگیز را دوست داشت و بچه‌ها را برای گردش به حومه‌ی شهر یا دیدار از بناها و گورستان‌های تاریخی می‌برد. او همیشه به بچه‌ها تاکید می‌کرد که باید نسبت به وقایع دنیای اطراف‌شان هوشیار باشند. اعضای این خانواده می‌دانستند که او روزهای تعطیل و اوقات فراغتش را به عکاسی در خیابان‌ها، محله‌های قدیمی و کوچه‌های فقیرنشین شیکاگو می‌گذراند و سپس عکس‌هایش را در حمام کوچک اتاقش، که برایش حکم تاریک‌خانه را داشت، چاپ می‌کند. ولی اعضای این خانواده در تمام آن سال‌ها بسیار به ندرت عکس‌هایی از او دیدند. آنها همچنین گفته‌اند که ویویان، که سینما رفتن یکی از معدود تفریحاتش بوده است، گاهی با دوربین ۸ میلی‌متری خود فیلم‌برداری هم می‌کرده است.

«ویویان مایر» در پاییز ۱۹۵۹ از خانواده‌ی «Gensburg» مرخصی گرفت، سهم خود از مزرعه‌ای را که به ارث برده بود فروخت و با پولش برای مدت بیش از شش ماه به نیویورک، لس‌آنجلس، مانیل، پکن، ویتنام، اندونزی، بانکوک، مصر، ایتالیا و فرانسه سفر کرد. تعدادی از عکس‌های یافته شده از او هم مربوط به همین سفر طول و دراز است. در سال ۱۹۷۲ سه فرزند خانواده‌ی «Gensburg» آن‌قدر بزرگ شده بودند که نیازی به پرستار نداشتند و در نتیجه ویویان خانه‌ی آنها را ترک کرد. همان‌طور که موقع آمدن از گذشته‌اش چیز زیادی نگفته بود موقع رفتن هم در مورد شغل آینده‌اش صحبتی نکرد. اما پس از آن نیز در خانه‌های مختلفی بطور کوتاه‌مدت بعنوان پرستار بچه مشغول کار شد. در سال ۱۹۸۷ وقتی برای کار به خانه‌ی خانواده‌ی «Usiskin» رفت همراهش ۲۰۰ جعبه‌ی بزرگ و کوچک داشت که محتویات بیشترشان نگاتیو‌، فیلم و آلبوم‌های عکسی بود که حاصل حدود ۳۰ سال عکاسی او بود. او کم‌کم از عکاسی سیاه و سفید به سمت عکاسی رنگی تمایل پیدا کرد و سبک کارش را هم تغییر داد و دیگر کمتر برای عکاسی به سفرهای درون‌شهری می‌رفت و بیشتر به عکاسی آبستره سرگرم بود. حتی برخی خانواده‌ها به یاد دارند که او در آخرین ماه‌های زندگی با آنها، از توده‌ی زباله‌های محله عکس می‌گرفت.




ویویان در اواخر دهه‌ی ۹۰ در آپارتمان محقری در محلات فقیرنشین شیکاگو زندگی می‌کرد تا اینکه فرزندان خانواده‌ی «Gensburg» دوباره او را یافتند و برایش آپارتمان بهتری خریدند و از آن پس مورد حمایت آنها قرار گرفت. «ویویان مایر» در زمستان ۲۰۰۸ در اثر زمین‌خوردگی روی برف در یک پیاده‌روی شبانه، که عادت همیشگی‌اش بود، نیاز به مراقبت پیدا کرد و به یک خانه‌ی سالمندان در حومه‌ی شیکاگو منتقل شد تا اینکه سرانجام در آوریل ۲۰۰۹ در همان محل درگذشت. فرزندان خانواده‌ی «Gensburg» جنازه‌ی او را سوزاندند و خاکسترش را در جنگلی پراکندند که ویویان در دوران بچه‌گی‌شان آنها را برای گردش به آنجا می‌برد تا توت‌فرنگی و تمشک وحشی بخورند و با طبیعت از نزدیک آشنا شوند.

در عکس‌هایی که تاکنون از «ویویان مایر» دیده شده، بسیاری از سوژه‌ها زندگی حاشیه‌نشینی است و در عکس‌های او حقیقت اطراف عکاس به تصویر ‌کشیده شده است؛ چیزهایی که لزوما زیبا نیستند. عکس‌هایی که گاهی حتی خنده‌دارند و طنزی تلخ از زندگی روزمره دارند. در عکس‌های سیاه و سفیدی که بسیاری از آنها را در دو دهه‌‌ی ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ گرفته است، انرژی و احساس خاصی که مایر به جهان داشته، ثبت شده است. جان مالوف تاکنون فقط یک‌دهم نگاتیو‌های کشف‌شده از «ویویان مایر» را اسکن کرده است و بنابراین عکس‌هایی که تا به امروز از مجموعه کارهای این عکاس گمنام دیده شده و این همه با استقبال مجامع هنری روبرو گشته بطور تصادفی و تنها از میان یک‌دهم کارهای او انتخاب شده است. «Colin Westerbeck» که سابقا بعنوان کیوریتور عکس برای بنیاد هنر شیکاگو کار می‌کرد و از کارشناسان مشهور عکاسی خیابانی در آمریکاست، در مورد عکس‌های «ویویان مایر» معتقد است که او با درک بالایی از زندگی خیابانی در شیکاگو، عکاسی می‌کرده و آثار او کاراکتر محلی و مردمی این شهر را نشان می‌دهند و کارهایش با عکس‌های عکاسان شناخته‌شده‌ای که همزمان با او در همان شهر کار می‌کردند مانند «هری کالاهان» و «یاسوهیرو ایشی‌موتو» متفاوت است.

تاکنون نمایشگاه‌هایی از برخی عکس‌های «ویویان مایر» به میزبانی موزه‌هایی در نروژ، دانمارک، ایتالیا و آرژانتین برگزار شده و از ۱۸ دی‌ماه امسال هم نمایشگاه بزرگی از کارهای او در محل «مرکز هنر شیکاگو» برپاست که تا ۱۴ فروردین‌ ۹۰ ادامه خواهد داشت. در این نمایشگاه ۸۰ قطعه از عکس‌های «ویویان مایر» از جمله تعدادی از عکس‌های رنگی او به نمایش درآمده است. همچنین از هم‌اکنون برای برگزاری یک سری نمایشگاه از آثار او در کانادا، مکزیک، بریتانیا، فرانسه و سایر شهرهای آمریکا برنامه‌ریزی شده و درخواست‌های زیادی نیز برای خرید عکس‌های او با قیمت‌های بالا ارائه شده است. جان مالوف، که این روزها بعنوان کارشناس برای سایت اینترنتی eBay کار می‌کند، می‌گوید مصمم است تا آثار و حتی لوازم شخصی «ویویان مایر» را حفظ و نگهداری کند. وی تخمین می‌زند که در حال حاضر بیشتر آثار مایر را از مجموعه‌داران، حراجی‌ها و خانواده‌های شیکاگو گردآوری کرده است. او اکنون تعدادی از دوربین‌های عکاسی ویویان، حدود ۱۰۰ فیلم ۸ میلی‌متری، ۳ هزار عکس چاپ‌شده، نزدیک به ۲ هزار حلقه فیلم ظاهرنشده که ۶۰۰ تایش رنگی است و نیز ۱۰۰ هزار نگاتیو از آثار ویویان را نگهداری می‌کند. وی در حال حاضر با دقت و تلاش زیادی مشغول ظهور و اسکن کردن بقیه آثار مایر است و هرگاه به عکس جالب و چشمگیری بر‌می‌خورد آن را در وبلاگی که مخصوص عکس‌های این عکاس گمنام درست کرده قرار می‌دهد.




از این گذشته یک گروه حرفه‌ای فیلمسازی اکنون در حال ساخت فیلم مستندی درباره زندگی و آثار «ویویان مایر» می‌باشند و برخی شبکه‌های تلویزیونی و روزنامه‌های بین‌المللی گزارش‌هایی درباره‌ی این کشف تازه‌ی دنیا عکاسی داشته‌اند. نخستین کتاب حاوی منتخبی از عکس‌های او هم قرار است در پاییز ۲۰۱۱ به چاپ برسد. مسلم است که آثار ویویان هر روز بیش از گذشته در معرض دید و نقد عکاسان و عموم علاقه‌مندان قرار می‌گیرند. جان مالوف در گفت‌وگویی ‌گفته است: "من این گنجینه را در یک لحظه کشف نکردم. بلکه به مرور زمان، خود ویویان به من یاد داد که کارهاش چقدر خوب هستند. اوایل وقتی به عکس‌های او نگاه می‌کردم، فهمیدم که گرفتن یک عکس خوب چقدر سخت است... شاید «ویویان مایر» از عکاسی برای پر کردن خلاء عاطفی زندگیش استفاده می‌کرده، شاید هم برای راضی کردن خودش. ولی هر چه باشد عکس‌هایش سرشار از زندگی‌اند و مردم زیادی مشتاقند که این کارها را ببینند."

خلاصه اینکه حاصل زندگی یک پرستار بچه در شیکاگو‌ صدها هزار قطعه عکس سیاه و سفید و رنگی است با کادربندی‌های جالب و هنرمندانه از خیابان‌ها و کوچه‌وپس‌کوچه‌های نیویورک، شیکاگو و شهرهای دیگری که زندگی را با همه تقلا و تکاپویش در آنها به تصویر کشیده است. نمی‌توان ادعا کرد که او تغییرات جامعه‌ی اطراف و معاصرش را ذره به ذره ثبت کرده ولی بدون شک حاصل عکاسی این زن تنها در پرسه‌زنی‌هایش میان کوچه‌ها، خیابان‌ها و محلات شیکاگوی نیم قرن پیش، دریچه‌ای برروی‌مان گشوده است برای سرک کشیدن در زندگی‌ روزمره‌ی مردم آن دوره. اکنون، چند سال بعد از درگذشت بی‌سروصدای او در یک خانه‌ی سالمندان و پس از سال‌ها زیستن در گمنامی، سرانجام استعدادش شناخته شده و مورد تقدیر قرار گرفته است و شاید ستاره‌ای در تاریخ عکاسی و بخصوص «عکاسی خیابانی» آرام‌آرام درخشیدن آغاز می‌کند. باید منتظر ماند و دید آیا «ویویان مایر» می‌تواند اکنون و پس از مرگش، جایی برای خود در کتاب‌های تاریخ عکاسی دست و پا کند یا اینکه نه ستاره بلکه تنها شهابی زودگذر در آسمان عکاسی خواهد بود. اما ورای همه‌ی اینها، شاید شاهکار ویویان این باشد که بار دیگر ثابت کرد ارزش و اصالت عکس خوب هرگز با گذشت زمان از بین نمی‌رود و بالاخره جایی و زمانی دیده خواهد شد؛ حتی عمری فراتر از آفرینشگر خود می‌یابد و روزگاری درازتر می‌زید.
+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم فروردین 1392ساعت 13:6  توسط پروین  | 

ور دراماتیک و عکاسی پرتره

وقتی مردم می پرسند که چه چیزهایی باعث ممتاز شدن عکاسی پرتره می شود واقعا جواب کمی برای این سوال وجود دارد. ایده یا نظر و موقعیت و همچنین پس زمینه هرکدام یک سبک به شمار می روند. صحنه پردازی می تواند به داشتن عکسی عوام پسند کمک نماید ولیکن تنها جوابی که به ذهنم خطور می کند و عامل مهمی در داشتن عکاسی پرتره دراماتیک به حساب می آید، نور است.

نور می تواند یک پرتره را از یک عکسی از فردی زیبا به عکسی زیبا از یک فرد تغییر دهد.  ما در این پست سعی داریم نورهای طبیعی متفاوتی را به شما معرفی کنیم که باعث خلق یک پرتره دراماتیک شوند.

۱- نور از پشت دراماتیک

عکسهای کمی هستند که از سیلوئت برای دراماتیک شدن استفاده می کنند. رنگ های قوی در پس زمینه و یک ژست درست عکسی دراماتیک خلق می کنند. خطوط تنها باعث تاکید در بیننده می شوند.

۲- نور قوی از بالا

یکی دیگر از نورهای متضاد که خیلی به کار می آید نور خورشید به خصوص نور نیمروز است. اگرچه خیلی از عکاسان اعتقاد دارند که نور نیمروز برای  عکاسی پرتره بد است اما اغلب  شما تضاد  قوی را در عکسهایتان با نور صبح پیدا می کنید.

این تضاد شدید به شما در ساخت یک پرتره نمایشی با جزئیات تند کمک می کند. یک بار  این نوع نوردهی را امتحان کنید تا عکسی با سایه های تند و البته زیبا داشته باشید.

۳- نور قوی از بالا و ساخت یک بافت

نور با کنتراست بالا مزیتی به شما می بخشد که تا به حال تصورش هم نمی کردید و آن خلق یک بافت از نور است. در این عکس مدل زیر نور خورشید قرار گرفته و کلاهی حصیری بر سرش نهاده است. سوراخ های موجود در کلاه بافتی از نور و سایه خلق کردند.

۴- نور لکه ای

نور لکه ای زمانی تشکیل می شود که نور از لابه لای برگها تابیده شود. این پرتره نزدیک برگها گرفته شد و نور به مقدار کمی پخش گردید و سایه های تندی خلق شد.

نورپردازی برای این سوژه سخت بود اما با نوردهی جبرانی و تمرین زیاد شما هم می توانید چنین عکس زیبایی را خلق نمایید.

۵- نور بی نهایت

نوردهی بالا باعث عکسی با سبک بالا می شود. شما با استفاده از نوردهی جبرانی از دوربین تان می توانید یک پرتره داراماتیک بسازید. نوردهی زیاد پس زمینه باعث ایجاد یک عکس غیرعادی می شود. در صورتی که نوردهی ذهنی از هنر صحبت می کند. وقتی پرتره ای با سبک بالا می سازید خیلی مواظب نوردهی بالا باشید. اطمینان حاصل کنید که جزئیات صورت سوژه به خصوص چشم ها حفظ شوند.

۶- نور لطیف از بالا

حتی اگر نور خارجی شدید باشد شما می توانید نوری لطیف از بالا خلق کنید، اگر موقعیت شما و مدل تان تا اندازه ای زیر سایه باشد. این پرتره در نور یک بعدازظهر گرفته شده است. البته پنجره ساختمان متروک مات است. نور شدیدی در اطراف پراکنده است. با نور پروزکتور که از بالای سوژه به او تابیده می شود نور محیط تلطیف می گردد.

اگر شما ساختمان  نیمه خرابه ای که دارای پنجره های مات باشد سراغ نداشتید با نور پراکنده از پروژکتور، نور جدیدی خلق کنید. یک صفحه سفید یا پخش کننده نیز بالای سر مدل قرار دهید به نحوی که بین او و منبع نور واقع شود. به این ترتیب با کمترین هزینه خواهید توانست  یک نور لطیف خلق کنید.

۷-نور جهت دار

نورپردازی سوژه تان با نور صبحگاهی باعث خلق یک پرتره دراماتیک می شود. صبح ها برای نوری جهت دار و نرم فوق العاده است. در این عکس  مدل رو به طلوع خورشید ایستاده است.

نور می تواند اثر نگاه پرتره را تغییر دهد و تغییرات بر بیننده تاثیر دارند. اگر شما قصد دارید پرتره دراماتیکی خلق کنید عناصر دیگر همانند نور که تاثیری شگرف برجای می گذارند، نخواهند بود.

+ نوشته شده در  شنبه سوم فروردین 1392ساعت 8:44  توسط پروین  |